امروز
کودک
- توضیحات
- دسته: کودک
- نمایش از سه شنبه, 18 بهمن 1390 13:37
- بازدید: 17
کودکی با بهترین پیشرفت

خودشناسی، خدا شناسی، برقراری ارتباط موثر و متقابل با دیگران، پذیرش و مسئولیت اجتماعی و دستیابی به کفایت های حرفه ای و اقتصادی، از جمله اهداف تعلیم و تربیت است که باید در بستر خانواده و مدرسه و در تعامل و پیوند با عرصه های فرهنگی و اجتماعی جامعه محقق گردد.
والدین آگاه به این نکته توجه دارند که برای حسن تربیت و شکوفایی استعدادها و توانایی فرزندان باید در مراحل مختلف رشد و در شرایط و موقعیتهای گوناگون، به سه اصل با اهمیت و به هم پیوسته توجه خاص داشت:
الف: ویژگی های زیستی، شناختی، روانی و اجتماعی فرزندان در دوره های مختلف رشد و تحول.
ب: تبیین نیازهای رشد جسمانی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی در مراحل رشد
ج: اتخاذ موثرترین روشها به تناسب رشد و تحول کودک و نوجوان، برای حسن تامین نیازها و شکوفایی استعدادها.
البته سه فاکتور عنوان شده اصول اولیه هستند و لذا اتخاذ راهکار و راهبردها باید با در نظر گرفتن شرایط فرزندان صورت گیرد؛ به همین دلیل است که برخی معتقدند روش روشن و سر راستی برای تشویق کودک برای انجام رفتار درست وجود ندارد. خلق و خوی کودک شما، روش و سبک شما در نقش والدینی و همچنین شرایط و موقعیتها همگی در آنچه انجام می دهند موثر است. کودکان بسیاری از مسایل و اصول درباره نحوه رفتار و تعامل با موقعیتهای مختلف را از والدین شان الگو برداری می کنند لذا اگر نمی خواهید فرزندتان رفتار پرخاشگرانه داشته باشد اجازه ندهید شاهد بروز این رفتار از جانب شما باشد.
راهکارهای عملی
** منزل تان را برای کودکان مناسب سازی کنید. اجسام با ارزش، شکستنی و یا خطرناک و وسوسه انگیز را از دسترس آنها دور کنید. شاید تصور کنید که این اصول تنها باید توسط خانواده هایی که کودک نوپا دارند رعایت شود در حالی که ما معتقدیم تا زمانی که فرزندان خانواده در دوران کودکی و در مقطع دبستان هستند، شیطنتها، کنجکاوی ها و جست و خیزهای خاص خود را دارند و بعید نیست که در میان این بازی های کودکانه و شیطنت آمیز به وسایل منزل آسیب برسد بنابراین سعی کنید حتی الامکان دسترسی به وسایل با ارزش و شکستنی را به حداقل برسانید.
قوانین خانوادگی را به کمترین حد ممکن برسانید؛ در غیر این صورت فرزند شما در بین قوانین متعدد گرفتار خواهد شد و حتی بسیاری از آنها را نمی تواند به ذهن بسپارد
** احساس سرزندگی و شاد بودن را حفظ کنید و سعی کنید مثبت باشید و جنبه های شاد و خنده دار رفتار کودکتان را ببینید. در عین حال رفتار متناقض ارایه ندهید و مثلا به بی ادبی ها و یا پرخاشگری های او نخندید.
** استرس را کاهش دهید. اگر حس می کنید تحت فشار هستید و یا استرس های دیگری در زندگی تان دارید به نظر می رسد که مدارا کردن ها با یک کودک مطالبه گر بسیار سخت باشد. لذا زمانهای را به خودتان اختصاص دهید و بر روی روشهایی که بتواند استرس تان را به کمترین مقدار برساند کار کنید.
انضباط مثبت
منظور از انضباط مثبت تلاش در جهت اتخاذ یک ارتباط و تعامل خوب است.به حرفها و نظرات فرزندتان گوش دهید اما از قرار دادن حد و مرز و شرط و شروط مشخص نهراسید.
پیشنهاد می کنیم به شکل زیر عمل کنید:
** همیشه بیننده رفتارهای خوب فرزندتان باشید و او را مورد تشویق و قدردانی قرار دهید.
** از خطاها و غرغرهای کوچک و قابل اغماض گذشت کرده و آنها را نادیده بگیرید.

** مشاجره را برای وضعیتی که هیچ گزینه و انتخابی برای برخورد با فرزندتان نیست و شما باید به او"نه" بگویید نگهدارید مثلا مواقعی که سلامتی او در خطر است.
** بیش از حد متوقع نباشید. اینکه بچه ها با انجام مکرر یک سری کارها حتی پس از مخالفت شما برای انجام آن، عکس العمل شما را بسنجند کاملا طبیعی است زیرا این راهی است که آنها متوجه می شوند چه چیزی از جانب شما پذیرفتنی و چه چیزی غیر قابل پذیرش و اغماض است.
** خودتان را جای فرزندتان بگذارید. به عقب برگردید و ببینید زمانی که کودک بودید چه طرز تفکری داشتید و چگونه دنیای بزرگسالان برایتان غیر جذاب بود.
کمک کردن روزانه و عادی به کودکان به آنها احساس اطمینان و امنیت خاطر می دهد و اگر آنها انتظار داشته باشند کارها طبق یک روال زمانی و یا یک روش اتفاق بیفتد احتمال تعارض و ستیز بین شما کمتر خواهد شد. مثلا به طور معمول بدانند که بعد از شام وقت مسواک زدن و خوابیدن است.
** محدودیتهای معقول وضع کنید. اگر کودکان اجازه داشته باشند هر کاری می خواهند انجام دهند، به ندرت احساس امنیت خواهند کرد. واقع گاهی رفتار بد آنها تنها برای شناخت حد و مرزهاست نه به علت علاقمندی به ستیزه جویی با والدین.
**قوانین خانوادگی را به کمترین حد ممکن برسانید؛ در غیر این صورت فرزند شما در بین قوانین متعدد گرفتار خواهد شد و حتی بسیاری از آنها را نمی تواند به ذهن بسپارد.
** واقع گرا باشید. بسیاری از رفتارهایی که والدین آنها را سرکشی و نافرمانی و یا غرغر کردن می دانند تنها یک بخش طبیعی از روند رشد کودک است. کودکان که کمی بزرگتر می شوند سعی می کنند استقلال خود را احراز کنند لذا اگر با سایر والدین صحبت کنید به احتمال زیاد خواهید دیدآنها نیز مشکلات و موارد مشابهی داشته یا دارند.
- توضیحات
- دسته: کودک
- نمایش از چهارشنبه, 05 بهمن 1390 09:12
- بازدید: 30
خداجون
خدا جون ، کاری بکن ماه توی آسمون باشه
روز که شد ماه قشنگ میون ابرا گم نشه
کاری کن چشم هوا خیس بشه بارون بباره
توی باغچه ی دلامون گل شادی بکاره
کاری کن تا همیشه زلال مثل آب باشیم
مثل دریا ، مثل روشنی آفتاب باشیم
کاری کن که غصه ها از خونه ی دلا بره
همیشه فرشته ی شادی همین دور بره
کاری کن مریضامون خوب بشن خنده کنن
امید زندگی رو تو دلاشون زنده کنن

- توضیحات
- دسته: کودک
- نمایش از جمعه, 29 مهر 1390 11:34
- بازدید: 52
ذهن کودکتان را فعال کنید
آنچه بیش از هر چیز برای یک پدر و مادر مهم است،فراهم سازی شرایطی است که کودکشان به بهترین شکل ممکن، رشد یابد.

شرایط لازم برای رشد مناسب کودک شامل تمامی ابعادی است که زندگی یک کودک را در برمی گیرند. یعنی شرایط روحی و روانی و شرایط جسمی یک کودک در طول دوران رشد او خصوصا در سالهای اول تولد،بسیار مهم است. اما در کنار این موارد یک بعد ویژه وجود دارد که توجه به ان موجب می شود تا شما یک فرزند باهوش و شاید در حد یک نابغه داشته باشید.پس با دقت به این نوشتار توجه کنید.
مسلما تربیت و رشد کودکان امروز با گذشته تفاوتهای بسیاری دارد.در گذشته توجهی که امروز نسبت به چگونگی به ابعاد هوش و تفکر کودک، وجود دارد،وجود نداشت. در گذشته هوش را به عنوان یک عامل ژنتیکی در نظر داشتند اما امروز علاوه بر این معیار،عامل محیط و فضایی که برای کودک وجود دارد،نیز تاثیر بالایی در رشد نبوغ و هوش کودکان دارد. این یک نظریه علمی است که توسط روانشناسان و محققین زیادی تائید شده است. این یعنی والدین این توانایی را دارند که در شکوفایی رشد ذهن و هوش کودکشان،نقشی موثر داشته باشند.
یک راه ساده و قابل دسترسی برای اغلب والدین این است که با تحریک ذهنی کودک با وسایل و ابزار مختلف، می توانند نقش زیادی در تقویت هوش او داشته باشند. این بدان معناست که علاوه بر عوامل ژنتیکی مواردی همچون فضای رشد و تربیت کودک،نوع تغذیه و سلامت او نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است. این موارد در روزها و ماههای اول تولد شاید مهمتر از سایر اوقات باشد.این تاثیرگذاری آنچنان مهم و حساس است که حتی با پذیرش عوامل وراثتی و نقش تعیین کننده آن در میزان هوش کودک،هرگز نمی توانیم منکر نقش و تاثیر آموزش و نحوه ارتباط پدر و مادر بر ذهن کودک شویم. در واقع این به معنای اهمیت نقش والدین در راستای عامل ژنتیک در ارتقای هوش کودکان است. مثلا آموزشهایی که توسط والدین در قالب بازیهای متنوع و سرگرم کننده به کودکان داده می شود،تاثیر بسزایی در بالابردن مهارتهای هوش و نبوغ انها دارد.
در اولین سالهای زندگی کودک که مغز او مراحل مختلف رشد و تکامل را طی می کند،وجود یک برنامه ریزی دقیق برای اموزش مدون کودک لازم به نظر می رسد.از طرفی توجه والدین به حرکات و اعمال مختلف کودک،در بالابردن هوش او موثر است.
لازم نیست فعالیت خاص و پیچیده ای از جانب والدین صورت گیرد.انچه مهم است انجام بازیهای بسیار ساده ولی هدفمند با کودک است.انجام بازیهای هوشی موجب ایجاد مداربندی های مغزی پیچیده و ضروری در مغز کودک می شود که این مساله موجب تقویت و رشد هوش کودک می شود. در حقیقت والدین از دوران جنینی یک کودک تا وقتی که کودک 6 سال و 11 ماه و 29 روز سن دارد،فرصت دارند تا همه تلاششان را در جهت تقویت هوش کودک صرف کنند. بعد از گذشت این مرحله، ذهن کودک مثل نرم افزاری عمل می کند که طی این مدت پردازش شده و اکنون آماده بهره برداری و استفاده است.
معمولا 10 تا 18 ماهگی زمان شکل گیری این ارتباطات مغزی در کودکان است. بنابراین تشویق شما با تاثیری که در کودک می گذارد به ازاد شدن موادی در مغز و تقویت این چرخه منجر می شود.درست در طرف مقابل این برخورد هر بی تفاوتی شما باعث تقویت نشدن ارتباطات مغزی کودک می شود و او را نسبت به انجام کارهای جدید،دلسرد می کند. (به نقل از حمید رضا حبیب اللهی.مجله شهرزداد)

آنچه مهم است اینکه والدین بدانند و باور داشته باشند که برای تقویت رشد هیجانی کودک لازم است اقداماتی صورت گیرد که چندان پیچیده و سخت نیست. اولین و شاید ساده ترین عمل ممکن این است که پدر ومادر نسبت به کوچکترین و جزئی ترین اعمال و رفتارهای کودکشان،واکنش نشان دهند.مثلا وقتی کودکی برای اولین بار کلمه ای را بیان می کند ممکن است مادر او از شدت هیجان به طور غیرارادی فریادی از روی خوشحالی بکشد. این یک حرکت پیش بینی نشده و غیرارادی است اما باعث ایجاد خوشحالی و ذوق زدگی در کودک می شود و علاوه بر این موجب تقویت ارتباطات قشر جلویی و بخش درونی مغز او که جایگاه احساسات است،می شود. با توجه به همین موارد است که به نظر می رسد برای هر پدر و مادری ضروری است که بدانند داده های آنها به کوکانشان چقدر مهم و سرنوشت ساز است. داده هایی که ممکن است به سادگی و در قالب یک بازی همچون کلاغ پر،به بچه ها منتقل شوند. بنابراین فراموش نکنیم که 6 سال اول زندگی کودک چقدر مهم و اثرگذار است.در این محدوده زمانی خصوصا تا 2سالگی در مغز کودک بالغ بر 300تریلیون ارتباط وجود دارد که اگر این ارتباطها از طریق سلولهای مغزی برقرار نشوند و مورد استفاده قرار نگیرند،با گذشت زمان غیر قابل استفاده خواهند شد.پس همانطور که می بینیم برای تقویت و اماده سازی بسترهای لازم برای رشد بهتر و مناسبتر هوش کودکان، نیازی نیست که به انجام روش های سخت و پیچیده دست زنیم. فراهم کردن زمینه های لازم برای رشد هوش کودکان،کار سختی نیست و نیازی به فراگیری مهارتهای پیچیده و ویژه ای ندارد.بلکه با ارائه یکسری آموزش های روزمره و عادی مثل نگاه کردن به چشمان کودک با محبت و توجه،حرف زدن با کودک،درک کردن کودک و توجه کردن به تغییرات جزئی در رفتارهای جدید کودک،می تواند به عنوان عواملی مهم در جهت تقویت هوش کودکان عمل کند.
همانطور که گفته شد حرف زدن با کودک عملی بسیار مهم است.پس از حرف زدن با کودک خود غافل نباشید چرا که فرمان های اولیه زبانی برای یک کودک بسیار مهم است. زبان عاملی است که در جهت موفقیت عملکرد ذهنی کودکان، نقش مهمی دارد.این بدان معناست که هر درک و استنباطی از زبان،به ایجاد توانایی کلامی و بیان درست کلمات توسط کودکان،کمک می کند. این می تواند فرصتی برای انجام یک تمرین ساده باشد.فرصتی برای تقویت هوش کودک.در واقع شما می توانید با صحبت کردن با کودکتان از همان دوران نوزادی،به تقویت هوش کلامی او کمک کنید. بیان تمامی این مطالب برای دریافت این مطلب است که بدانیم همه ما می توانیم با به کارگیری روش های ساده و قابل دسترسی،به تقویت هوش و نبوغ کودکانمان کمک کنیم.کافیست در این رابطه قدری تامل و حوصله به خرج دهیم.البته پیش از این کسب اطلاعات و آگاهی نسبی در رابطه با وضعیت رشد و تکامل کودک نیز می تواند مفید و موثر باشد.
- توضیحات
- دسته: کودک
- نمایش از دوشنبه, 02 آبان 1390 11:02
- بازدید: 100
مگس مزاحم

جغجغه عصبانی صدا می زد مامانی
خوابم گرفته خیلی چشام شده فسقلی
اما نمی شه از بس پرمی زنه یک مگس
با این صدای وزوز خوابم نمی ره هرگز
مامان با مهربونی گفت که باید بدونی
این مگسه دائما مزاحمه ، ولیکن
این مگسای موذی نمی دونن هیچ چیزی
آدم، نباید باشه مثل مگس یا پشه
یادت می یادکه بابا خوابیده بود همین جا
می گفت که خوابم می یاد نکن تو داد و فریاد
برو توی اتاقت بازی کن اما ساکت
چرا به حرف بابا گوش ندادی ناقلا
جقجقه تا که فهمید می خواست بگه ببخشید
ولی دیگه خوابش رفت این حرفا از یادش رفت
- توضیحات
- دسته: کودک
- نمایش از دوشنبه, 18 مهر 1390 16:30
- بازدید: 51
مقالات دیگر...
جستجو در شبکه گسترده
حاضرین در سایت
ما 5 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم
تازه ترین مطالب سایت
- معرفی کتاب راز گمشده
- دهمین کلیدطلایی: یکپارچه شدن با خود و دیگران
- نهمین کلید طلایی: عشق به خویشتن
- هشتمین کلیدطلایی: استفاده از فرصت ها
- هفتمین کلید طلایی: رهایی از دلبستگی و وابستگی
- ششمین کلید طلایی: تغییر در نوع نگرش
- پنجمین کلید طلایی: شکر
- چهارمین کلید طلایی: پرسش
- سومین کلید طلایی: عدم قضاوت
- دومین کلید طلایی:دعا



