مذهبی

امتیاز کاربران

ساده و صمیمی با خدا

khoda


چندی است، در وادی حیرانی و صحرای سرگردانی گرفتار دنیای دونم و سرای چگونه و چون.هر چه به پیش و پس می نگرم،می بینم که همه عمر خود بر باد دادم و بر تن خود بیداد کردم و شیطان لعین را شاد ، دلم در آتش هوا مانده و سینه ام در آب ریا.هرچه کشتم،بر باد رفت و چشم امیدم به خواب.چگونه سر برآرم بر آستانت ای وهاب!؟



«فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ »؛ پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم.(سوره بقره،آیه 152)

الهی،«ای کریمی که بخشنده عطایی! و ای حکیمی که پوشنده خطایی!»1 گفتی تو را یاد کنم و جان خویش از هر چه تعلق آزاد. الهی! حجاب عصیان از پیش دیدگانم بردار و بند نسیان از زبانم بگشا، تا بیانم مأنوس با «أفضل الذّکر لا اله الا الله» و نهانم مشغول «افضل الدعاء الحمد لله»2 گردد. راستی حمد و سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است!

«وَاشْكُرُواْ لِی وَلاَ تَكْفُرُونِ » ؛ و شکر نعمت به جای آرید و کفران نعمت نکنید).(سوره بقره،آه 152)

خدایا،هیچ چیز جز شکر تو نمی دانم و آنی از ذکر تو باز نمی مانم.«ای احدی که در ذات و صفات بی همتایی!و ای قادری که خدایی را سزایی !دلی ده که در شکر تو جان بازم و جانی ده که کار آن جهان سازم».3

هرچند که:

 

«از دست و زبان که براید                کز عهده شکرت بدر اید»4

پروردگارا،به هر سو که می نگرم،خان نعمتت همه جا گسترده و دایه محبتت همه را پرورده، مرا که تو را می خوانم و جز تو کسی را نمی شناسم،بپذیر و بر عیب هایم خرده مگیر! در هر نفسی که می اید و می رود،هزاران بار تو را شاکرم و محبان درگاهت را چاکر.حجاب ها را از راه بردار و مرا به من مگذار!

آری!تو را می خواهم با صبر و تو را می جویم در صلوة ،بر ایینه دلم بتاب؛چرا که تو خود گفتی:إنّما یوفّی الصّابرون أجرهم بغیر حساب، اول نهاد مرا از غبار گناهان پاک گردان،آنگاه مرا شایسته پاداش شکیبایان نما!

«وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ »؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! شکیبایی پیشه کنید و به ذکر خدا و نماز توسل جویید که خدا یاور شکیبایان است).(سوره بقره،ایه 153)

معبودا،به درگاه تو به نماز و به سراپای وجود غرق نیازم«دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم».5

مگو چه آورده ای که درویشم و مپرس چه کرده ای که از کرده خود دل ریشم.

«یارب ز تو آنچه این گدا می خواهم افزون ز هزار پادشا می خواهم

هر کس ز در تو حاجتی می خواهد من آمده ام از تو تو را می خواهم»6

آری!تو را می خواهم با صبر و تو را می جویم در صلوة ،بر ایینه دلم بتاب؛چرا که تو خود گفتی: (إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ )7 اول نهاد مرا از غبار گناهان پاک گردان،آنگاه مرا شایسته پاداش شکیبایان نما!

«یارب دل ما را تو به رحمت جان ده درد همه را به صابری درمان ده

این بنده چه داند که چه می باید جست داننده تویی هرآنچه دانی آن ده»8

خدا خوبم ،مهربانترینم

دست نیازم را به سویت دراز می کنم باز هم به امید مددت ،بر حلقه استجابتت می کوبم.

نیک می دانم که می دانی تا نیازم نباشد ، نمی توانم چنین بر درت زار زنم ، سوگند به عظمتت که خود نیز دوست دارم

حال که فقط به گاه حاجت چونان مرغکی شکسته بال ، به کویت پرواز آغاز می کنم ، حاجتم بیش گردانی ، اما چه کنم که با پر و بالی شکسته توان پروازم نیست و طاقتم اندک است

ای تنها امید من ! در این ماه که عطر پاک بخشایشت فضای دلم را روشن کرده است ، از جاذبه های دلفریب دنیا رهایم کن و تا بی نهایت قرب خود ، به خود بخوان

ای همه خوبی ! چشم اجابتم به راه مدار...

پی نوشت ها :

1. خواجه عبدالله انصاری؛مناجات ،مقالات،مقامات،رحیم فضلی، انتشارات مجرد،چ سوم،1382،ص 19

2. مرصاد العباد،نجم الدین دایه، تصحیح محمد امین ریاحی، انشارات علمی فرهنگی، دهم، 1383، ص 266، حدیث نبوی.

3. خواجه عبدالله انصاری، همان.

4. گلستان سعدی،خلیل خطیب رهبر،انتشارات صفی علیشاه،ج دوازدهم،1379، ص4.

5خواجه عبدالله انصاری،همان،ص 72.

6. همان، ص21.

7. زمر/11: «همانا صبر کنندگان بدون حساب پاداش داده می شوند».

8. خواجه عبدالله انصاری، همان، ص 20.

امتیاز کاربران

کمتر غر بزنیم!

زندگی انسان‌ها سراسر مشکلات و سختی است و شاید به جرات بتوان گفت انسانی را پیدا نمی‌کنید که بتواند اعلام کند که او هیچ گونه مشکل و سختی در زندگی خود ندارد و به دور از تمام سختی‌ها و مشکلات زندگی خود را سپری می‌کند .


سختی

اما در برابر این همه مشکل و سختی که زندگی ما را احاطه کرده چه باید کرد؟

رفتار انسان‌ها در برابر مشکلات و سختی‌ها بسیار متفاوت است :

1)عده ای ناله و زاری و داد و فریاد می‌کنند :

(وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَی الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأی به جانبهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَریض: و چون انسان را نعمت بخشیم، روی برتابد و خود را کنار کشد، و چون آسیبی بدو رسد دست به دعای فراوان بردارد.)(فصلت :  51)

شاید در این آیه بتوان گفت که

مراد از دعا، استمداد از خداوند نیست، بلکه همان یأس است که به صورت جزع و جیغ و ناله اظهار می‌کند .

 

(إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً:چون صدمه‌ای به او رسد عجز و لابه کند.) ( المعارج :  20)

2)عده ای تا به مشکلی برمی خورند از همه چیز نا امید می‌شوند :

(وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَی الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأی به جانبهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ کانَ یَؤُساً  : و چون به انسان نعمت ارزانی داریم، روی می‌گرداند و پهلو تهی می‌کند، و چون آسیبی به وی رسد نومید می‌گردد( الإسراء :  83)

3)عده ای همه نعمت‌هایی که در اختیار دارند فراموش می‌کنند و ناسپاسی می‌کنند :

(فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً إِنْ عَلَیْکَ إِلاَّ الْبَلاغُ وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ به ما قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ کَفُور: پس اگر روی برتابند، ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‌ایم. بر عهده تو جز رسانیدن [پیام] نیست، و ما چون رحمتی از جانب خود به انسان بچشانیم، بدان شاد و سرمست گردد، و چون به [سزای] دستاورد پیشین آن‌ها، به آنان بدی رسد، انسان ناسپاسی می‌کند. (الشوری :  48)

قرآن کریم وقتی صحبت از مشکلات و سختی‌ها را به میان می‌آورد صفات و ویژگی‌های انسان‌های کم ظرفیتی را بیان می‌کند که با به وجود آمدن کوچک‌ترین مشکلی در زندگی فردی و اجتماعی خود زمین وزمان را به هم می‌دوزند و تا می‌توانند به هر کسی که پیدا کنند غر غر می‌کنند و شکایت می‌کنند

4)عده ای فقط در وقت مشکلات مومن می‌شوند :

(وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلی ضُرٍّ مَسَّهُ کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ: و چون انسان را آسیبی رسد، ما را -به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده- می‌خواند، و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چنان می‌رود که گویی ما را برای گرفتاریی که به او رسیده، نخوانده است. این گونه برای اسرافکاران آنچه انجام می‌دادند زینت داده شده است.( یونس :  12)

5)عده ای می‌گویند خداوند می‌خواهد ما را خوار و ذلیل کند :

(وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَن: و امّا چون وی را می‌آزماید و روزی‌اش را بر او تنگ می‌گرداند، می‌گوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است.»(الفجر :  16)

خلاصه کلام اینکه قرآن کریم وقتی صحبت از مشکلات و سختی‌ها را به میان می‌آورد صفات و ویژگی‌های انسان‌های کم ظرفیتی را بیان می‌کند که با به وجود آمدن کوچک‌ترین مشکلی در زندگی فردی و اجتماعی خود زمین وزمان را به هم می‌دوزند و تا می‌توانند به هر کسی که پیدا کنند غر غر می‌کنند و شکایت می‌کنند .

اما به راستی بهترین راه برای حل مشکلات در زندگی چیست ؟آیا با غر زدن و خورد کردن اعصاب دیگران مشکلات ما حل می‌شود و یا اینکه مشکلات جدید تری پیدا می‌کنیم ؟

حقیقت امر این است که با غر غر کردن هیچ مشکلی را نمی‌توانید حل کنید و بهترین راه برای حل مشکلات این است که از همین امروز تصمیم بگیرید روزه غر زدن بگیرید .روزه غر زدن بر خلاف روزه ماه مبارک رمضان یک ماه نیست بلکه تصمیم بگیرید برای همه عمر روزه بگیرید و به هیچ وجه در زندگی خود غر غر نکنید .

با این گرفتن این روزه می‌توانید هم خودتان آرامش بیشتری داشته باشید و هم اطرافیان خود را در آرامش خاطر ببینید و در سایه سار این آرامش دست در دست هم دهید تا کم کم مشکلات زندگی خود را بر طرف کنید .

موفقیت‌ها و پیروزی‌ها به عنوان شکر از خداوند بیان شود نه به خاطر فخر فروشی و تکبر و غرور بر دیگران

یک قانون طلایی

وقتی در آیات الهی دقت می‌کنیم مشاهده می‌کنیم که واژه "عسر" فقط  دوازده مرتبه در قرآن به کار رفته است,اما وقتی کلمه "یسر" را نگاه می‌کنیم می‌بینیم که سی و شش مرتبه در قرآن بکار رفته است و این یعنی همیشه مشکلات یک سوم آسانی‌هاست و این سنت الهی است که به دنبال هر سختی رفاه و آسانی را قرار می‌دهد.

به جای غر زدن موفقیت‌هایت را بیان کن

(وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ :و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گوی))(ضحی 11)

شاید از خود بپرسید منظور از نعمت و باز گو کردن آن چیست ؟ امام صادق (علیه السلام ) در توضیح این نسخه می‌فرماید  : (حدث به ما اعطاک الله ، و فضلک ، و رزقک ، و احسن الیک و هداک : آنچه را خدا به تو بخشیده و برتری داده و روزی عطا فرموده و نیکی به تو کرده و هدایت نموده همه را بازگو کن)(تفسیر مجمع ذیل آیه )

البته نکته قابل توجه در این نسخه این است که موفقیت‌ها و پیروزی‌ها به عنوان شکر از خداوند بیان شود نه به خاطر فخر فروشی و تکبر و غرور  بر دیگران.

بیان موفقیت به انسان آرامش می‌دهد:

بیان موفقیت‌ها و پیروزی‌ها  اثرات معجزه آسایی در زندگی دارد و بر روح و جان خود انسان نیز اثر آرام بخشی می‌گذارد. یادآوری موفقیت‌ها  سبب می‌شود که انسان کمبودها را کمتر احساس کند، از بیماری‌ها شکوه نکند چرا که بر سلامت اعضاء دیگر خود شکرگزار است ، به خاطر از دست دادن چیزی جزع و فزع ننماید چرا که بقیه امکانات خود را بازگو می‌کند.

اینگونه افراد در سختی‌ها و طوفانهای زندگی گرفتار یأس و نومیدی و اضطراب و ناراحتی نمی‌شوند روحی آرام و قلبی مطمئن دارند و توان آن‌ها در مبارزه با مشکلات زیاد است .

امتیاز کاربران

جنگ ملائکه با ابلیس و شیاطین

 

داستان بسیار جالبی رو در مورد دعا و ذکر از کتاب "داستان هایی از ابلیس و شیطان" خوندم که دوست دارم شما هم خواننده اون باشید و لذت ببرید.


 

پیامبر اسلام درباره دعا و ذکر فرمودند:

 

ای امت محمد (ص) در مشکلات و سختی ها دست به دامن محمد (ص) و آل او شوید و آن ها را بخوانید که خداوند متعال ملائکه را یاری دهد بر شیاطینی که می خواهند شما را منحرف کنند، زیرا هر کدام از شما دو ملک با اوست، یکی در طرف راست او که نیکوکاری ها را می نویسد و دیگری در طرف چپ که گناهان را یادداشت می کند. نیز با او دو شیطان از جانب ابلیس است که او را گمراه می کنند. پس اگر یکی از شما وسواسی در قلبش پیدا شود، خدا را بخواند و بگوید:

 

لا حول و لا قوه اله بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله الطیبین

 

در این هنگام آن دو شیطان خود را مخفی می نمایند و می روند پیش ابلیس از آن شخص شکایت می کنند و می گویند: این شخص ما را خسته کرد جمعیت ما را زیادتر نما!

 

آن ملعون هم جمعیت آن ها را زیادتر می گرداند تا به هزار نفر برسند. پس از آن می آیند و در برابر او قرار می گیرند تا او را منحرف و گمراه کنند. هر وقت او را وسوسه می کنند و به شک می اندازند اما آن شخص ذکر و ثنای الهی میگوید و درود بر پیامبر اسلام و اهل بیت او می فرستد، شیاطین دیگر نمی توانند بر او چیره شوند و راه نفوذی برای آنان باقی نمی ماند و حیران می گردند.

 

باز پیش ابلیس می روند و می گویند: هیچ راه نفوذی بر او نیست، مگر اینکه خودت شخصا به جنگ او بروی و او را اغوا و گمراه کنی. سپس ابلیس خودش فرماندهی لشکر را به دست می گیرد.

 

خداوند متعال می فرماید: ای ملائکه! این ابلیس لعین است که با لشکریانش در برابر بنده ای از بندگان من قرار گرفته است، بروید در مقابل او و لشکریانش قرار بگیرید.

 

پس در مقابل هر شیطان صد هزار فرشته صف می بندند، در حالی که شیاطین سوار بر اسب هایی از آتش هستند و در دست هر کدام شمشیر و نیزه و تیر و کمان کارد و اسلحه هایی دیگر از آتش است. فرشتگان با سلاح های خود با آن ها می جگند و آنان را می کشند. خود ابلیس را دستگیر و اسیر می نمایند و با شمشیرهای خود به او حمله می کنند. آن وقت فریاد آن ملعون بلند می شود و می گوید: خدایا به من وعده دادی که مرا نکشی و تا روز معین زنده نگاه داری.

 

خداوند متعال می فرماید: ای ملائکه! درست می گوید. من وعده دادم که او را نمیرانم و نکشم. ولی وعده ندادم که سلاح را بر او مسلط نکنم و درد و عذاب را به او نچشانم و زخمی اش نکنم. تا می توانید او را با سلاح های خود بزنید و مجروح کنید. من او را نمی کشم و زنده نگاه می دارم. پس ملائکه وی را آنقدر می زنند که تمام بدنش  مجروح می شود. آن گاه او را رها می کنند و می روند.

 

آسیب های آن ملعون هم بهبودی نمی یابد مگر با شنیدن صدای مشرکان که به خدا شرک می آورند و کافر می شوند. اگر مومن بر حمد و ثنای الهی و درود بر حضرت محمد (ص) اصرار ورزد زخم های شیطان هم درمان نمی شود تا هنگامی که وی ذکر خدا را فراموش کند و با خدای خود مخالفت نماید، آنگاه جراحات ابلیس بهبود پیدا می کند و پس از آن بر این بنده غالب می شود تا جایی که به او دهنه می زند و زین بر پشتش می گذارد. اول خودش بر او سوار می شود بعد از آن پیاده شده و به یاران خود می گوید:

 

این بنده خدا الان در اختیار ماست و پشتش آماده برای سواری ما می باشد. هر کدام از شما مایل باشید می توانید بر گردن او سوار شوید و ما هر وقت بخواهیم می توانیم سوارش شویم.

 

رسول خدا (ص) پس از این داستان فرمودند:

 

ای مردم اگر می خواهید چشم شیطان همواره پر از اشک باشد و گریه کند و زخم هایش درمان نشود، به اطاعت و عبادت خدا مشغول باشید و ذکر خدا و درود بر پیامبر اسلام را فراموش نکنید. اگر غیر از این باشد ، بدانید که شما از بندگان ابلیس هستید و هر وقت بخواهد او و لشکرش بر گرده و گردن شما سوار می شوند( و شما را به هر کجا بخواهند می کشانند).

 

نام کتاب: داستانهایی از ابلیس و شیطان

 

مولف: سیدمحمد میرسلطانی

 

ناشر: مباهله


امتیاز کاربران

در روز نهم ربیع الاول چه کنیم که محبوب امام زمان شویم؟

 

حجت الاسلام والمسلمین مهندسی(ره) در زمان حیات بابرکتشون این گونه پاسخ دادند:

اگر ما می خواهیم کاری بکنیم که امام زمان (عج) از ما راضی باشد برای اینکه خودمان را آماده کنیم در مرحله ی اول یک نگاه باطنی به زندگی باطنی خودمان بکنیم. نکند که پنهان های نازیبایی داشته باشیم ، نکند خلوت های غیر ارائه داشته باشیم، اگر در خلوت گناه هستیم، این را نمی توانیم ارائه کنیم .

اگر شما کسی سر زده به خانه تان بیاید و شما سریع یک سری وسایل را از وسط اتاق جمع می کنید یعنی چه؟ یعنی این ها در مقابل میهمانی که می خواهد وارد بشود زشت است. آیا زندگی ما جوری هست که هر وقت امام زمان (عج ) بخواهد وارد زندگی ما بشود خیلی راحت در را باز کنیم  و یا می خواهیم خیلی سریع فلان عمل، اخلاق و زشتی را جمع کنیم ؟

اگر من این جور هستم که جمع می کنم یعنی به مقدار تناسب، رابطه ام را با امام زمان (عج) از دست می دهم. بعد می نشینم و می گویم که آقا فدایت بشوم، چرا نمی آیی ؟ اگر قرار باشد که آقا از در خانه ی ما وارد بشود و ما یک نگرانی داشته باشیم، اگر وارد حوزه ی اخلاق من بشود با بداخلاقی، کج خلقی و آلودگی رفتاری من، با حلال و حرام من در کسب و کار روبرو بشود و من با خلاف هایی که در کار خودم می کنم، چطور بگویم که آقا چرا تشریف نمی آورید؟

آقا بیاید که من ایشان را نگران کنم؟ مگر الان آقا نمی بیند؟ من باید به حضور آقا شرفیاب بشوم نه اینکه آقا سراغ من بیاید. آقا که رفتار من را می بیند. همه ی رفتار و اعمال من را هر لحظه چک می کند. در روایت داریم که در هفته روزهای دوشنبه و پنجشنبه نامه ی اعمال شما به امام ارائه می شود یعنی غیر از آن نگاه همیشگی امامت، هفته ای دو روز به صورت رسمی پرونده ی امت خدمت امام عرضه می شود. آیا پرونده ی من جوری هست که من بتوانم سرم را بلند کنم؟ یک مقدار پاکسازی درونی و تطهیر درونی را داشته باشیم. خلوت های تاریک را پاک کنیم و بعد یک مقداری خلوت ها را روشن کنیم تا ببینیم که ارتباط با امام حاصل می شود یا نه؟

niniweblog.com

پی نوشت: دوستی می گفت وقتی حضور آقا امام زمان رو در کنار خودتون حس کنید به یه آرامش عجیب می رسید و برکت دستان مبارکشون رو تو زندگی بیش از پیش احساس می کنید و حاضر نیستید بر خلاف میلشون عمل کنید و ایشون از شما خوشحال میشن و این آخر سعادته. عمل به دستورات معصومین قلب مبارکشون رو شاد میکنه... سعادتمند باشید.

امتیاز کاربران

خادم معنوی امام رضا شوید


به دلهای صاف و بی ریای بسیاری از مردم ایران که نگاه می کنی شوق و ارادتی ویژه به حضرت امام رضا علیه السلام ، تنها یادگار شجره طیبه امامت در خاک ایران می یابی که این مهر و شوق و ارادت را با دنیا عوض نمی کنند .

سیل انبوه مشتاقانی که هرروز پروانه وار گرد آن مضجع نورانی می گردند گواه این مدعاست . مردمانی که از راههای دور و نزدیک ، بی تکلف و خالصانه غبار راه زندگی را در زلال بیکران دریای مهر و رافت رضوی شستشو میدهند و از زیارتشان توشه ای برای دنیا و آخرتشان به همراه می برند . این شوق زیارت هنگامی دیدنی تر می شود که می بینی هر زائری در جای جای حرم سعی می کند که خدمتی هر چند کوچک در حد جارو کردن و یا جفت کردن کفشهای زائران دیگر به این آستان ملکوتی بنماید . از هر زائری که سوال کنی در ته دلش دوست دارد که روزی خادم امام رضا علیه السلام باشد ، اما طبیعی است که این امکان خدمتگزاری در محیط حرم برای بسیاری از مشتاقان فراهم نخواهد شد ، با توجه به اینکه هم اکنون نیز مشتاقان زیادی در صف این خدمت به انتظار نشسته اند . اما واقعا چرا ما امروز خادم آن حضرت در محل کار ، زندگی و یا تحصیل خود نباشیم؟؟؟

برنامه سمت خدا به لطف و یاری حضرت حق و عنایات حضرت امام رضا علیه السلام این بار میخواهد پایه گذار حرکتی باشد که در آن خدمت به امام رضا و زائرانش محدود به محدوده حرم رضوی در مشهد نباشد .

هر دوستدار امام رضا خادمی باشد که در محل کار یا منزل یا محل تحصیل خود در یک روز از سال به صورت نمادین وظیفه خادمی حضرت را بر عهده بگیرد و خدمتی شایسته به مکتب رضوی ، زائران رضوی و یا شیعیان و محبین رضوی بنماید باشد که همه ما را نیز در شمار ارادتمندانش به حساب بیاورند .

هرکس با ثبت نام در این طرح به جمع کسانی خواهد پیوست که دوست دارند حداقل یک روزشان را در سال به این کار اختصاص دهند. این روز میتواند روز تولد خود فرد ، سالروز ازدواج ، سالروز تولد فرزند ، سالروز فوت یا شهادت یکی از نزدیکان و ... باشد که ویژگی خاصی داشته باشد که به سادگی از یاد نرود ، به عنوان مثال یک پزشک در این روز که خود را خادم آن حضرت نامیده ، بیماران را به دید زائرین و محبین آن حضرت ببیند ، با محبت و عطوفت بیشتری با آنان برخورد کند ، دستمزدی از آنها دریافت نکند و یا کمتر دریافت کند و یا اگر دریافت میکند عوائد آن روز را به مصرفی که حضرت رضا علیه السلام می پسندد برساند . یک تعمیرکار ، یک کاسب ، یک کارمند ، یک دانش آموز ، یک روحانی ، یک معلم ، یک دانشجو ، یک خانم خانه دار ، ... میتوانند با این نگاه برای خود در آن روز خدمتی شایسته تعریف کنند .اگر واقعا کاری ندارند حداقل رفتار خود را در آن روز مرضی حضرت رضا بگردانند . مثلا یک خانم خانه دار و یا یک فرد بازنشسته میتواند در روزی که با خود عهد خادمی حضرت را بسته مثلا مقداری قرآن و یا نماز بخواند و یا کار خیری دیگری انجام دهد به نیت تمام محبین و زائرین امام رضا که اکنون در خاک آرمیده اند و دستشان از دنیا کوتاه است و شاید وارثی که به یاد آنها باشد نداشته باشند و یا به قولی بد وارث باشند . شاید تجربه یک روز بدون گناه تجربه ای باشد که از این روز قابل دسترسی و تسری به سایر ایاممان باشد . به هرحال به دنبال آنیم که فرهنگ خدمت به دوستداران حضرت رضا و انجام اعمالی که موجب خشنودی آن حضرت هستند و پرهیز از انجام اعمالی که قلب آن حضرت را خدای ناکرده مکدر میکند دستاورد این حرکت باشد . شاید خیلی ها بخواهند بی ریا و در سکوت به مفاد این طرح عمل کنند بدون آن که کسی با خبر شود و یا شاید هم اکنون نیز دارند این خدمت را انجام میدهند اما حرف ما این است که ثبت نام در این طرح و بیان تجربیات و دریافتها ، نکته ای  است که همه ما میتوانیم به یکدیگر منتفل کنیم و به قول یکی از بزرگان از تنها خوری معنوی هم به دور باشیم . قطعا تشکیل جمعی که همگی به خدمت می اندیشند در ایجاد فضایی که در آن رفتارهای امام رضا پسند فراگیر خواهد شد بسیار کمک خواهد کرد . پس همین حالا ثبت نام کنید و دوستان ، اطرافیان ،همسر ، فرزندان ، والدین و خواهران و برادرانتان را به عضویت در این کار خیر تشویق نمایید . ما نیز تلاش خواهیم کرد نقش یک مبلغ و یادآور را داشته باشیم و خود نیز کمر خدمت به خادمان قبله هشتم ببندیم . ما سعی خواهیم کرد که از طریق ایجاد وبلاگ ، چاپ و انتشار بروشور، ارسال پیامک به اعضا و... روزهای خدمت خادمان را یادآوری نماییم . منتظرتان هستیم . یا علی

 

برای ثبت نام به اینجا مراجعه کنید: http://ch3.ir/samtekhoda/index.php?option=com_rsform&Itemid=294