امروز

پنج شنبه, 04 اسفند 1390 10:18

ما را مهمان کنید

ما را مهمان سایت یا وبلاگ خود کنید:



کافی است کد زیر را
در قالب سایت خود کپی کنید:

اجتماعی

امتیاز کاربران

بخت گشایی با قیمت‌های صعودی

با وجود شكایت‌هایی كه هر روز در محاكم قضایی علیه رمال‌ها مطرح می‌شود، باز هم بسیاری از مردم خصوصا زنان ساده لوح به این گونه افراد مراجعه کرده و فریب این دست افراد دغل باز را می خورند.


فالگیری-رمالی-فال-

در نتیجه رمالان و فال نویسان نیز با به تصرف درآوردن این افراد ساده لوح که هر یک در پی بازشدن مشکل خود به آنها مراجعه می نمایند ، اغلب با نوشتن نسخه‌های دروغین و در اختیار قرار دادن داروهای گیاهی عجیب و غریب، مردم را فریب می‌دهند.

نوشتن نسخه‌های خوشبختی، فروش مهره و روغن مار ، انرژی‌درمانی، بخت‌گشایی با نعل اسب، پیدا كردن دزد با آینه‌بینی ، یافتن كار پردرآمد ، درمان نازایی ، بهتر شدن اخلاق شوهران و... از جمله کارهایی است که این‌گونه رمالان ادعای انجام آن را دارند و در نهایت به این وسیله بازار مشتریان خود را پررونق می کنند.

چند روز پیش خانمی علیه یك زن رمال به اتهام كلاهبرداری در پلیس آگاهی پیشوای ورامین از توابع استان تهران شكایت كرد.


شاكی به پلیس گفت: از چند ماه پیش من و شوهرم با هم اختلاف پیدا كردیم به طوری كه دیگر حاضر به ادامه زندگی با هم نبودیم. مدتی پیش یكی از دوستانم به خانه‌ام آمد و با اطلاع از وضعیت زندگی و مشكلاتی كه با شوهرم پیدا كرده بودم به من پیشنهاد داد تا با مراجعه به یك زن رمال از او كمك بگیرم.

زن شاكی افزود: پس از چند روز به خانه زن رمال در پیشوا رفتم. او پس از نگاه كردن به دست‌ها و چشمانم گفت كه دو طلسم در زندگی‌ات وجود دارد و اگر این طلسم‌ها از بین نرود، مشكلات زندگی‌ام بیشتر شده و شوهرم مرا طلاق خواهد داد.

وی افزود: پس از مكالمه با زن رمال ، چند بار دیگر به ملاقاتش رفته و هر بار 40 هزار تا یك میلیون تومان به او پرداخت كردم. زن رمال گفته‌هایی را به دختر نوجوانش می‌گفت و او با نوشتن روی كاغذ، آنها را به من می‌داد و مانند مادرش تاكید می‌كرد كه حتما باید طبق نسخه‌ها عمل كنم، و در غیر این صورت طلسم زندگی‌ام باطل نخواهد شد.

به نظر می‌رسد هیچكس، این رمال‌ها را كه «دكان دروغ ‌فروشی»، آن هم بدون ترس از دستگیری برای خود گشوده‌اند، نمی‌بیند! و این در حالی است كه عوارض سوء چنین مراجعاتی می‌تواند زندگی اجتماعی و خانوادگی افراد را تحت تاثیر قرار دهد

وی یادآور شد: همه كارهایی كه زن رمال و دستیارش ـ دختر نوجوان ـ گفته بود به مدت یك ماه انجام دادم، اما بی‌نتیجه بود. وقتی دوباره به خانه زن رمال رفتم، از او خبری نبود و همسایه‌ها می‌گفتند به سفر رفته است. همان روز دیدم زنان و دختران جوان دیگری نیز مقابل خانه زن رمال آمده و از او كه به بهانه رمالی از آنها كلاهبرداری كرده‌، شكایت دارند. آنجا بود كه متوجه شدم من نیز در دام او گرفتار شده‌ام.

در پی این شكایت، تحقیق برای دستگیری زن رمال آغاز شد تا این كه چند زن دیگر نیز با حضور در مركز پلیس شكایت‌های مشابهی را مطرح كردند. به این ترتیب، ماموران با حضور در محل زندگی زن رمال و تحقیق از همسایه‌ها متوجه شدند روزانه ده‌ها زن و دختر جوان به خانه زن رمال در رفت و آمد بوده‌اند.

رمالی

با مشخص شدن این موضوع، ماموران با حضور در محل، زن رمال را 2 روز پیش هنگامی كه قصد وارد شدن به خانه‌اش را داشت، شناسایی و او را دستگیر كردند.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد هیچكس، این رمال‌ها را كه «دكان دروغ ‌فروشی»، آن هم بدون ترس از دستگیری برای خود گشوده‌اند، نمی‌بیند! و این در حالی است كه عوارض سوء چنین مراجعاتی می‌تواند زندگی اجتماعی و خانوادگی افراد را تحت تاثیر قرار دهد

یک محقق جامعه شناس متخصص علوم رفتاری، با تأکید بر اینکه گرایش به رمالی و فالگیری به علت عدم توانایی برخی گروههای اجتماعی در تجزیه و تحلیل مسائل زندگی صورت می‌گیرد، گفت: کار رمالها و فالگیران دور شدن از عقلانیت اجتماعی است .

دکتر غلامرضا علیزاده ، محقق جامعه شناسی و متخصص علوم رفتاری و مدرس دانشگاه در رابطه با علل گرایش به پدیده هایی چون رمالی اظهار داشت: وقتی بسیاری از اهداف اجتماعی حالت رویایی و چشم انداز دست نیافتنی می یابند و از آنجا که تحقق و دستیابی به آنها در واقعیت امر امکان ناپذیر می شود تخیلات، رویاپردازی ها و گرایش به عوامل خارج از فضای هستی اجتماعی از جمله رمالی، فال بینی، جادو و جنبل رشد می کند.

وی افزود: به نوعی پدیده های گرایش به طالع بینی و فال بینی و مراجعه به رمال در شرایطی ایجاد می شود که یک جامعه و برخی گروه های اجتماعی قدرت تجزیه و تحلیل و تبیین چرایی های مسائل موجود را ندارد.

این نوع گرایشها در گروه های اجتماعی  رشد می کنند که ابزار و وسایل نهایی شده را برای رسیدن به هدفهای فرهنگی و اجتماعی بسیار بعید و دور از دسترس می بینند و چون از مسیرهای تعیین شده قانونی تحقق آنها را میسر نمی یابند به عوامل برون از واقعیت اجتماعی پناه می برند

دکتر علیزاده یادآور شد: این نوع گرایشها در گروه های اجتماعی  رشد می کنند که ابزار و وسایل نهایی شده را برای رسیدن به هدفهای فرهنگی و اجتماعی بسیار بعید و دور از دسترس می بینند و چون از مسیرهای تعیین شده قانونی تحقق آنها را میسر نمی یابند به عوامل برون از واقعیت اجتماعی پناه می برند و از آنها برای رسیدن به اهداف خود کمک می طلبند.

دکتر غلامرضا علیزاده بعنوان یک متخصص علوم رفتاری یادآور شد: بسیاری از کسانی که حتی رمالی، کف بینی و جن گیری را انجام می دهند در زندگی های روزمره خود در مانده اند. کسی که خود نتوانسته زندگی خود را پیش ببرد چگونه می تواند با نشستن در گوشه خیابان مشکلات دیگران را حل کند؟ از سوی دیگر مراجعه کنندگان از نظر روانی تنها نیاز دارند حرفهای خوشایند بشنوند و حاضرند برای شنیدن آن امکاناتی را نیز فراهم کنند.

دکتر علیزاده با اشاره به اینکه افرادی که به دنبال چنین اموری هستند در زندگی درمانده بوده و در حل و تبیین مسائل زندگی خود ناتوان هستند گفت: این ناتوانی موجب می شوند افراد به سمت کسانی بروند که خود آنها در زندگی هیچ نوع موفقیت خوشبختی و شادکامی نداشته اند. افرادی که خود در جامعه درمانده هستند و به اهداف خود نرسیده اند می خواهند برای دیگران اهدافی تعیین کنند.

فالگیری-رمالی-فال-

نهایتا اینکه همان طوری که تب در وجود انسان، نشان دهنده یک کانون بیماری زا است وجود این عوامل در جامعه و رشد آن نشان دهنده دور شدن بخشی از گروه های اجتماعی از عقلانیت اجتماعی و گرایش آنها به تعطیل کردن عقل و خرد در فرآیند زندگی اجتماعی است. به طبع چنین گرایشی می تواند به توسعه کشور لطمه جبران ناپذیری وارد سازد، زیرا منابع انسانی مهمترین عامل توسعه کشور هستند و اگر آنها کار تلاش و جهاد اقتصادی را سرلوحه دستیابی به اهداف زیستی خود تلقی نکنند بطور طبیعی تلاش مضاعفی را به کار نخواهد داد و برای رسیدن به اهداف اقتصادی و اجتماعی به عوامل موهوم متوسل می شوند.

در نتیجه مراجعه به فالگیر و رمال برای درمان بیماری‌های روان و حتی مشكلات روزمره، صرفا كاری شخصی و در چارچوب اختیارات افراد نیست، چرا كه عوارض آن می‌تواند دامنگیر فضای خانواده و جامعه شود. بر این اساس، لازم است مسئولان مربوط با در نظر داشتن آموزش‌های لازم از طریق رسانه‌ها، برنامه‌سازی در صدا و سیما یا با راهنمایی و آموزش والدین از طریق مدارس، خانواده‌ها را از سوء تاثیر چنین مراجعاتی آگاه كنند.

امتیاز کاربران

همیشه مثبت باشید

اگر عادت دارید دائم بر روی کمبودها و نقاط ضعف خود تاکید کنید، این عادت را کنار بگذارید و به جنبه های مثبت خود (که بسیار زیاد هم هست) فکر کنید.


تفکر خلاق

هنگامی که بیش از حد از خود انتقاد می کنید، درباره یک نکته یا حرکت یا رفتار مثبتی هم که داشته اید فکر و برای خود بازگو کنید. هر روز چند کار یا رفتاری که انجام داده اید و موجب رضایت و شادی تان شده است را بر روی کاغذ بنویسید.

هدف تان انجام کار باشد نه انجام کامل و بی نقص آن؛ همچنین گاهی بعضی از افراد به حد کمال رسیدن را مانعی برای زندگی خود می کنند و در نتیجه تا به آن حد مطلوب نرسند کاری انجام نمی دهند و در واقع زندگی خود را متوقف می کنند در صورتی که باید نقاط مثبت را دید و کار را انجام داد و از آن لذت برد.

اشتباهات را فرصتی برای یادگیری در نظر بگیرید؛ همیشه به خود بگویید که هرکسی ممکن است اشتباه کند و از اشتباه کردن نهراسید، اشتباه بخشی از یادگیری است.

کارها و تجربیات جدید را امتحان کنید؛ انجام کارها و فعالیتهای متفاوت در شناخت استعدادها و توانایی های تان کمک بزرگی به شما می کند همچنین در نتیجه کسب مهارت های جدید احساس غرور و رضایت به شما دست می دهد.

آنچه را که می توانید، تغییر دهید و آنچه را که نمی توانید، مشخص کنید؛ درباره عادات و خصلت های خود فکر کنید. اگر دریافتید که برخی از آنها شما را ناراحت می کند، برای تغییر آن اقدام کنید، اما اگر چیزی است که نمی توان آن را تغییر داد (مانند قد) سعی کنید از آنچه که هستید لذت ببرید و سازگاری کنید.

اهدافتان را مشخص کنید؛ فکر کنید چه کاری دوست دارید انجام دهید و سپس برای انجام آن برنامه ریزی کنید و طبق برنامه جلو بروید.

از نظرات و عقاید خود احساس رضایت کنید؛ از بیان افکار خود ابایی نداشته باشید.

به دیگران کمک کنید؛ با این کار احساس می کنید مفید هستید که خود در اعتماد به نفس نقش مهمی دارد.

ورزش کنید؛ با ورزش از استرس رهایی می یابید و سالم تر و شادتر خواهید بود.

تفریح کنید؛ از وقت خود لذت ببرید، با دوستانتان معاشرت کنید و زندگی خود را با افکار منفی متوقف نکنید.

افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند به راحتی با دیگران دوست می شوند، شادترند و روابط بهتری با همکاران، همسالان و ... دارند و با آرامش و راحتی با اشتباهاتشان کنار می آیند. هیچ وقت برای به دست آوردن اعتماد به نفس سالم و مثبت دیر نیست. اعتماد به نفس از جمله مهارت های زندگی است.

امتیاز کاربران

کلیدهای موفقیت / جلسه سیزدهم / دور و بر ما یعنی خود ما!!

 

دوستان عزیز من و شما با چه چیزی محیط پیرامونمون رو درک می کنیم؟

حواس پنج گانه.
لمس می کنیم. می بینیم. می شنویم. گوش می کنیم. می چشیم.

آیا حواس پنج گانه قادر به درک همه چیز هست؟

مثلا من الان میتونم هوا رو ناز کنم و لمسش کنیم.

مثلا بگم "وای چه هوای نازی!!!" دوستان عزیز آنچه که ما می تونیم با حواس مون درکش کنیم بهش می گیم "متراکم" یا "پر تراکم".

مثلا من میتونم تخته ی کلاس رو ببنم و حسش کنم پس تخته از نظر علم فیزیک متراکم یا پرتراکم است. ولی هیچ کدوم از ما نمی تونیم هوا رو ببینیم پس هوا از نظر علم فیزیک کم تراکم است. الان من دارم به چیزی فکر می کنم آیا کسی از شما می تونه فکر من رو ببینه؟
پس فکر من کم تراکم است.


یه قانونی داریم به نام "قانون جذب".
قانون جذب میگه که هر کم تراکمی به دنبال جذب پر تراکم مشابه خودش می گردد. خوب طبق قانون جذب وقتی من به ماشین فکر می کنم (فکر من کم تراکم است) خود ماشین (پرتراکم است) را جذب می کنم.

دوستان گفتیم "قانون جذب" نگفتین "نظریه ی جذب".

قانون یعنی چیزی که صحت و سقمش مشخص شده است.

انیشتین میگه "تا چیزی حرکت نکند، هیچ اتفاقی نمی افتد" همه ی اتفاقات عالم ناشی از حرکت است. نظر انیشتین رو فیزیک کاملا پذیرفته. قبلا هم گفتیم که از بدن ما انرژی هایی ساطع میشه و حرکت می کنند و می روند و بر می گردند و در مسیر رفت و برگشت اتفاقاتی رو شکل می دهند.

انرژی های ما در شکل کم تراکم در کائنات حرکت می کند و در این مسیر پر تراکم مشابه خودشون رو جذب می کنن. انرژی های من و شما در عالم گسترش پیدا می کنند و به واسطه ی رفت و آمد شون در عالم، زندگی من و شما رو گسترش میدن.

افکار من و شما زندگی من و شما رو شکل میده چون به محظ اینکه به چیزی فکر می کنیم، چه مثبت و چه منفی، انرژی ما با بار مثبت و منفی به سمت اون چیز حرکت می کند. انرژی های من و شما دائم در حال تبادل اطلاعات هستند. این جزو آخرین یافته های فیزیک در دنیاست و این تبادل اطلاعات بین انرژی ها خیلی چیزها رو شکل میده.


و اما سه نکته ی مهم درباره ی انرژی:

1) در هر فکر من و شما یک حس نهفته است. ممکن است دو نفر به یک موضوع یکسان فکر کنند ولی با دو حس متفاوت و کاملا جدا! یکی با حس مثبت و یکی با حس منفی.
آن چیزی که عامل اساسی جذب انرژی های من و شماست حسی است که در پشت فکر مون قرار دارد و نه خود فکر.

مثال:
یه نفر می خواد عبارات تاکیدی بگه. میگه "روز به روز من به خونه مورد نظرم نزدیک تر می شوم." اگر حس خوبی نسبت به این جمله داشته باشه (یعنی وقتی جمله رو میگه از بیان این جمله لذت ببره) قانون جذب اتفاق می افتد. انرژی کم تراکم دنبال جذب انرژی پر تراکم مشابه خود میره. (برای این فرد میشه خونه) اما اگر حس خوبی نسبت به این جمله نداشته باشه، فکر قوی زیاد خوب کار نمی کنه.

یادتونه در بحث عبارات تاکیدی چند تا شرط گذاشتیم. یکیش این بود که عبارات تاکیدی باید به جان و دل تون بشینه و بچسبه! باید کیف کنید ازش! خلاصه باید با عبارت حال کنید! و دلیل اینکه می گفتیم عبارت رو خوتون باید پیدا کنید این بود که هیچ کس به غیر از خود شما نمی تواند بفهمد که چه عبارتی حس قشنگی رو در شما به وجود میاره.


2) سرعت جذب پر تراکم ها ارتباط مستقیمی دارد با باور من و شما.

هر چه باور قوی تر، قدرت جذب قوی تر. یکی میگه "من روز به روز به خونه ام نزدیک تر می شوم" بعد تو دلش میگه "ای بابا؛ با حلوا حلوا که دهن شیرین نمیشه!" این شخص ممکن است به سختی به خواسته اش برسه.


3) انرژی که شما می فرستید، آنچه را که جذب می کند، بسیار پر رنگ تر از آن انرژی است که شما فرستاده بودید.

یه انرژی منفی میفرستی، سه ماه درگیری منفی پیدا می کنی. یه انرژی مثبت می فرستی، سه ماه همین جوری پشت سر هم برات نعمت میاد. یکی از قوانین کائنات این است که آنچه که می کاری کمتر و آنچه که درو می کنی بیشتر است.

اگر دانه ی گندمی بکاری، خوشه ای درو می کنی که کلی دانه ی گندم در خودش داره. اگر تخم هندوانه ای بکاری، از این تخم بوته ای بیرون میاد که این بوته هفت هشت تا هنداوانه دارد و هر کدوم از این هندوانه ها چهل پنجاه تا تخم درمیاد.

پس این طور نیست که من یه انرژی منفی بدم و انرژیم یه دونه دردسر جذب کنه یا یه انرژی مثبت بدم و کائنات یه لطف بهم بکنه.


و اما بحث اصلی!


بذارید ببینیم که چطور میشه در دنیایی که 6.5 نیم میلیارد جمعیت داره، یک نفر میشه همسر بنده! فرقی نمی کنه که همسر من از کدوم شهر دنیا باشه (تهران، تبریز، اصفهان، پاریس، لس آنجلس و ...) چطور میشه که توی این همه آدم این شخص میشه همسر بنده؟

چطور میشه که در این 6.5 میلیارد نفر، 10 یا 20 نفر میشن رفقای صمیمی من؟

مولانا شعر قشنگی دارد:

ای بسا عیبی که بینی در کسان ... خوی تو باشد در آن ها ای فلان
اندر ایشان تافته هستی تو ... از نفاق و ظلم و بد مستی تو


مولانا میگه عیبی که از اطرافیان میگیری، چه بسا دونه دونه ی این ها، عیب های خودت باشه! و دقیقا این مطلب درست است! چیزی است که امروز فیزیک کوانتوم این رو اثبات کرده است. ما آدم هایی رو به سمت خود مون جذب می کنیم که پر تراکم خودمون هستند.

مثلا من بچه که بودم همچین یه هوا با مادرم لجبازی می کردم. فقط یه هوا!

انرژی های ما می گردن و دنبال یه آدم سوپر لجباز ِ لجبازپور ِ لجباز نسب ِ لجباز زاده ی لجبازیان ِ........ انرژی ها یه لجبازی برام میارن که من حالم از لجبازی بهم بخوره! اگر من 20 درصد لجباز باشم، انرژی من دنبال جذب یه آدم 200 درصد لجبازه!

اگر من 30 درصد مهربون باشم، انرژی من دنبال جذب یه آدم 300 درصد مهربونه!!! (وای که چه مزه ای میده)


یکی برای دوستش تعریف می کرد:

- میدونی من چطور ازدواج کردم؟
- نه!
- من با مامانم اینا رفته بودیم کفش بخریم، خب!
- خب!
- اونم با مامانش اینا اومده بود کفش بخره، خب!
- خب!!
- من تو ویترین گفتم "مامان کفش شماره ی 18"، خب!
- خب!!!
- اونم گفت "مامان کفش 180"، خب!
- خب!!!!
- من به خودم گفتم "وای چه تفاهمی، فرق ما فقط یه صفره، صفر هم که ارزشی نداره" خب!
- خب!!!!!
- توی مغازه من نشستم رو صندلی این وری، اونم نشست رو صندلی اون وری، خب!
- خب!!!!!!
- کفشها رو که آوردن، همین که ما دولا شدیم پاشنه ی کفش ها رو بکشیم، چشامون گره خرد تو هم و شدیم زن و شوهر!

دوست من کسی که وارد زندگی ما می شود، شانسی نیست! یه نفر وارد زندگی من و شما می شود که پرتراکم تفکرات و رفتار ها و احساسات خود ماست. هر انرژی ای در کائنات در به در جذب متراکم خودش است.

بعضی ها می پرسن که "آقای فرهنگ به نظر شما همسر آینده من کی میشه؟" بهشون میگم "یکی مثل خودت ضرب در N !"
اگه اهل دروغ و حقه بازی هستی احتمالا یکی از طایفه هند جگر خوار!

شاید پیش خودتون بگید که بر عکسه یا اینکه مثلا فلان زن و شوهر رو می شناسید که این قضیه در مورد شون صادق نیست. اجازه بدید این بحث رو به آخر برسونیم، در طی بحث یه آزمایش هایی داریم که ثابت می کنیم که این قضیه کاملا صادق است!


ورود یک آدم فوق العاده بی تعهد در زندگی ما دلیل کم تعهدی ماست در زندگی. بعضی ها کیسه زباله میگیرن تو دستشون و توی خیابون راه میوفتن:


- اه اه اه اه!
- چیه؟
- آقا همه ی عالم رو مگس گرفته!
- خوب معلومه تا موقعی که کیسه زباله گرفتی دستت، همه ی مگس ها شماره موبایل میدن!
کسی که انتظار گل می کشد باید بوی گل بدهد.
مگه میشه با زباله راه بیوفتی بعد منتظر پروانه باشی! با زباله مگس میاد!


ما کسی رو جذب می کنیم که شبیه خودمان است. بعضی ها تا حالا هشت بار ازدواج کردن و یکی از یکی بی ریخت تر. بعد میرن مشاوره میگن "اقای فرهنگ به نظرتون نهمی رو قبول کنیم؟" متاسفانه باید بگیم که اگر تو 900 تا ازدواج هم بکنی باز هم بی ریخت میشه. میدونی چرا؟

چون تو آدم هایی رو جذب می کنی که شکل خودت هستن. تو وقتی از نفر اول جدا شدی فقط همه ی تقصیر ها رو انداختی گردن او و خودت شدی علیه السلام! و تو همون آدم قبلی هستی و انرژی های تو یکی پررنگ تر از خودت رو برات میارن! باز هم زندگیت بی ریخت می مونه.

عزیزم تا تو این هستی ازدواج هات بی ریخت می ماند. مگر اینکه تو عوض بشی تا انرژی هات چیز دیگری را به سوی تو جذب کند. آقا و خانم هایی که میخواید ازدواج کنید و دنبال شریک خوبی می گردید، لطفا خوبی ها رو زندگی کنید. الکی هم شعار نده.

انرژی های تو اتوماتیک میرن برات خوب ها رو جذب می کنن. تو فقط خوبی ها رو زندگی کن. آدم هایی به سمت ما جذب می شوند که مثل آینه تفکرات ما را به سمت خودمان باز بتابانند. بعضی ها میگن "این چه قانونیه! خوب اگه من 20 درصد لجبازم کائنات یه 2 درصد لجباز گیرم بندازه! چرا 200 درصد؟!"

اگر تو بد باشی کائنات یه بدتر از خودت رو می فرسته سراغت که از اون بدی حالت بهم بخوره. به دختر خانم می گیم که "دوست من این چه داستانیه که فکر می کنی دختری که دوست پسر نداشته باشه بی کلاسه و بی پرستیژه؟! و اگه شیش تا دوست پسر داشته باشی دیگه کارت خیلی درسته؟!"

میگه "نه شیش تا رو گذاشتم سر کار! اینقدر باحاله!" بعد با یه پسری ازدواج می کنه و سه ماه بعد میاد برای مشاوره و میگه که "آقای فرهنگ با یه پسری ازدواج کردم 60 تا دوست دختر داره!" می گیم که "خوب منطقیه! تو قبلش شیش تا دوست پسر داشتی! خیلی واضحه!"


خوبی ها رو زندگی کن عزیز من اگر بد باشی یه نفر خیلی بد وارد زندگیت میشه که تو اون بدی رو بالا بیاری و بفهمی اشتباه کردی. اگر خوب باشی یه نفر در اون زمینه وارد زندگی تو میشه که تو در اون زمینه پر رنگ تر بشی.

تو که 20 درصد مهربان باشی یه 200 درصد مهربان میاد توی زندگیت که بهت نشون بده که اگه از این بهتر باشی چقدر عالیه! به واسطه ی 200 درصد مهربان بودن او، تو هم مهربان تر بشی.
او می شود ذره بین که مثبت ها و منفی ها رو نشونم بده که منفی ها را ترک کنم و مثبت ها رو تقویت کنم.

خوب آقای فرهنگ دلیل حضور اون آدم در زندگی من پیدا شد. اون آدم در زندگی من اومده که در دونه دونه ویژگی های مثبت و منفی من، پر رنگ و پر متراکم من باشد. حالا من تو زندگی اون چه کار می کنم؟


خیلی ساده است.


او پر رنگ ویژگی های شماست، شما پر رنگ ویژگی های او. اینکه میگن خدا در و تخته رو باهم جور میکنه، جور جور جور جور جور جوره! دختر خانمی که میاد میگه "من قوم و قبیله و خانواده ام تصمیم گرفتن من با پسر عموم ازدواج کنم". ما این حرف رو از او قبول نمی کنیم. قبل از این که کسی برای تو تصمیم بگیرد، هاله های انرژی تو این تصمیم رو گرفتن که تو با پسر عموت که پررنگ تو بود، ازدواج کنی.

حالا هاله های انرژی هوشمندانه رفتاری رو می کنن که پدرت مجبورت کنه به ازدواج با پسر عموت! چرا همه به پسر عموشون ازدواج نمی کنن؟ اون یکی هم تو قوم و قبیله است. توی اجباره ولی با پسر داییش ازدواج می کنه! چون پررنگ این یکی پسر دایی است. هاله ها اتفاقاتی رو رقم میزنه که تو با پسر داییت ازدواج کنی. اصلا ربطی به اون زوره نداره.

دوست من من پر تراکم او هستم و او پر تراکم من. من 20 درصد لجبازم او 200 درصد لجباز است و او 20 درصد دروغگو است و من 200 درصد دروغگو هستم.


بعضی ها میگن "خوب اگه اینجوری باشه وقتی من 20 درصد لجبازم، او 200 درصد لجباز است و وقتی او می خواهد یه شریک زندگی پیدا کنه، اون 200 درصد لجباز، کسی که وارد زندگیش میشه باید 2000 درصد لجباز باشه؟"


نه خیر غلطه. این طور نیست. چرا؟

چون طبق قانون جذب کم تراکم ها، پر تراکم ها رو جذب می کنن. پرتراکم ها سراغ متراکم تر از خودشون نمیرن. 20 درصد 200 درصد رو جذب می کنه چون 20 کم تراکمه و 200 پرتراکم ولی اون 200 که پرتراکم دیگه نمیره پرتراکم تر از خودش رو جذب کنه.

دقیقا در زمینه هایی که شما ضعیف هستید اون قویه. جایی که شما یکم مثبت هستید او خیلی مثبت است. جایی که او یکم منفی است شما خیلی منفی هستید. ما جذب آدم هایی می شیم که با ما هم خوانی دارند. این هم نوایی در همه ی عالم دیده میشه.


دانشمندان آزمایش جالبی رو انجام دادند. دو پیانو را در دو طرف سالنی که 2000 نفر ظرفیت دارد قرار دادن. یکی رو این طرف سالن و اون یکی رو اون طرف. و بعد مثلا کلید هشتم از سمت چپ (کار نداریم که موسیقی دان ها به اون کلید چی میگن) رو فشار دادن.


می دونیم که زیر کلید های پیانو سیمی هست که صدا رو تولید می کنه. خیلی جالب است که وقتی سیم هشتم به ارتعاش در میامد در آن یکی پیانو هم دقیقا سیم هشتم به صدا در میومد!  طبیعت به شدت هم نوایی دارد.

میدونم بحث طولانی شد ولی لازم بود که به یک باره گفته بشه!


می خوام حرفی هایی رو که زدم اثبات کنم. همه قلم کاغذ ها جلوتون و این جدولی رو که میبینید بکشید تا اثبات کنم شما لنگه ی خودتون رو جذب کردید.

به این نکات قبل از پر کردن جدول توجه کنید :

1- نفر اولی که می نویسید اگر متاهلید باید همسرتون باشه ، به اینکه دوستش دارید یا ندارید کاری نداریم ، همین که همسر یا نامزد و یا اصلا همسر سابق شماست ، کافی است که اسم اون تو جدول بیاد.


2- و اما نفرات بعدی جدول:
چهار، پنج نفر از صمیمی ترین دوستان تون رو می نویسید. وقتی میگم دوست صمیمی، یعنی کسی که باهاش راحت هستید. ممکنه کسی باشه که بگه "من مادرم دوست بسیار صمیمی منه" پس اسم مادرش رو وارد کنه. خلاصه چهار پنج نفر رو که با شما رابطه ی صمیمی دارند رو بنویسید، مهم نیست که با شما نسبت دارد یا ندارد!

3- خوب حالا پنج شش تا صفت مثبت و منفی بارز هر شخص رو جلوی اسمش بنویسید.  صفت هایی که خیلی بارز است. مثلا همه میگن فلانی دروغگو است پس جلوی اسمش زیر صفات منفی این شخص می نویسید "دروغ گو"!
تبصره: اگر شما نظرتون اینه که فلان دوستتون "دروغ گو" است، اگر چه تمام دنیا بگن "صادق" است، لطفا نظر خودتون رو بنویسید و کار نداشته باشید بقیه چی میگن!


4- دوستان در مورد اشخاص جدول تون قضاوت نکنید ها، میخوام که فقط صفات بارز شون رو بنویسید! البته بگم نظر خودتون هم خیلی مهمه ولی بدون قضاوت! خوب جدول رو تکمیل کنید تا بعد بگم چی کار می خوایم بکنیم


حالا خواهید دید که ما چطور با رفتار مون آدم های عین خود مون رو جذب می کنیم!


5- الان یه خط زیر جدولت بکش و توی یه صفحه یا یه جای سفید دیگه یه جدول بکش که دو ستون داشته باشد. یک ستون رو بالاش بنویس "صفات مثبت" و یکی رو هم بنویس "صفات منفی". حالا میخوام که برگردید به جدول اولی و صفات رو با هم جمع بزنید!


مثلا من برای اولین نفر نوشته بودم "مهربان" و بعد میرم سراغ نفرات بعد که ببینم آیا کلمه ی "مهربان" باز هم تکرار شده یه نه. مثلا توی جدول من 4 تا "مهربان" هست، بعد توی جدول دومی زیر "صفات مثبت" می نویسم "مهربان 4 بار". مثلا توی جدول اول می بینید که "صادق" رو فقط یک بار نوشتید پس توی جدول دوم هم می نویسید "صادق 1 بار".
لطف کنید به همین روش صفات مثبت و منفی رو جمع بزنید.

میخوام چند دقیقه با خود مون رو راست باشیم و نقاب ها مون رو بر داریم. خودمونیم دیگه! یه جدولی نوشتیم که مال خودمونه و طوری نوشتیم که کسی نفهمه! اگر در ابتدا من از شما می خواستم که شخصیت خودتون رو با کم رنگی و پر رنگی و مثبت و منفی بنویسید، این جمع بندی که الان کردید می شد شخصیت خود شما!

مثلا:
5 تا مهربان
2 تا صادق
1 دروغگو
3 تا لجباز

یعنی اینکه شما خیلی مهربانی؛ صادق هم هستی ولی یکم هم دروغ میگی و لجبازی هم می کنی! این جمع بندی که کردید، جمع بندی شخصیت خود شما است! لطف کنید به خودتون یکم نگاه کنید!


امام صادق (ع) روایتی دارند که باید با آب طلا نوشته بشه!
اما صادق (ع) فرمودند: "اگر می خواهید کسی را بشناسید او را از روی دوستش بشناسید."

توصیه کنم به خانم ها:
آقایونی که میان خواستگاری تون، بیش از اینکه خانواده تون برن روی آقا تحقیق کنن، بگید برن روی دوست های آقا تحقیق کنن چون معمولا آقایون روز خاستگاری فیلم بازی می کنن. میاد اونجا میشینه میگه "شما خوبین؟ مامان تون اینا خوبن؟ بابا اینا چطورن؟ خیلی ممنون مرسی من پرتقال نمی خورم ها"

شما هم انگشت به دهن که آقا چقدر با کلاسه! حالا برو دوستاش رو ببین؛ دوست هاش، خودشن! عین خودشن! اگه دیدی دوستش داره تو خیابون لات بازی در میاره نگو "این برای اینکه اصلاح بکنه، با این رفیق شده!"
من قول میدم که خودش هم این کاره است.

خواهید دید که جریان از این هم جالب تر میشه و خواهید دید که اتفاق ها چطور با این انرژی ها رخ میدن!

دوستان عزیز کسانی در زندگی ما وارد می شوند، کسانی در مسیر ما قرار می گیرند که:


1) مثل آینه خودمون رو به ما نشون بدن.
بگن تو خودت هم این کاره ای! مثبت یا منفی! تو خودت هم از این کار ها کردی! و بگن که اگه ناخالصی داری درستش کن و اگه خلوص داری بیشترش کن!

2) ممکنه بعضی ها بگن که "صد درصد این جمع بندی، مخالف با شخصیت من است!".
کسانی وارد زندگی ما می شوند که به دلیل حساسیت مون، اون ها رو جذب می کنیم. حساسیت در هر چیزی، در قیافه ی ظاهری یا در رفتار و باطن و روح و روان. یه خانمی تهران تعریف می کرد می گفت:
" من از بچه گی از مرد های پر مو بدم میومد. هر جا همچین مردی رو می دیدم به مامانم می گفتم اییییییییییی نگاش کن! حالا یه شوهری گیرم اومده صد رحمت به گوریل!"
گفتم میدونی چرا این اتفاق افتاده؟

چون از بچگیت گفتی "اه اهه اههه اهههه اههههه اهههههه ....." و انرژی های تو رفتن و گشتن پشم آلو ترین فرد رو برات پیدا کردن و اون شخص شده شوهرت. گاهی وقت ها به خاطر حساسیت مون، کسانی رو جذب می کنیم که اصلا هم با ما هم خوان نیستند. توی قسمت عدم حساسیت این رو توضیح دادیم.

3) گاهی وقت ها کسانی وارد زندگی ما می شوند که 180 درجه با ما فرق دارن تا بشن وسیله ی امتحان الهی برای رشد ما، به کمال رسیدن ما و رفاقت ما با خدا!
مثل زن امام حسن (ع) که سم میده به امام معصوم و امام رو می کشه.


نکته ی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی مهم: موارد دو و سه در کمتر از 5 درصد کل موارد هستن. در 95 درصد موارد ما کسانی رو جذب می کنیم که 1 هستن.


ما این قضیه رو کاملا بررسی کردیم و بارها آمار گرفتیم. حالا ما اگه از اول استثناء ها رو می گفتیم همه فکر می کردن که استثناء هستن! نه عزیز من، اگر دیدی همسرت بده و دوستت بده، اولین جایی که باید بهش شک کنی خودت هستی.


لینک همه جلسات

 


امتیاز کاربران

رمز پیروزی ما در کلام امام


 

«بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره)»:


ولایت فقیه برای شما یك هدیه الهی است .

 *پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملكت نرسد .

رمز موفقیت ما در کلام امام

*این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری است .

*انقلاب اصیل ماجلوه ای از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا... (ص ) است .

* خون شهیدان ، انقلاب و اسلام را بیمه كرده است .

*پیروزی انقلاب رهین همه ملت است .

*رمز پیروزی شما ایمان و وحدت كلمه بود .

*پیروزی انقلاب مرهون فداكاریهای دلاورانه ملت ، خصوصاً شهیدان است .

*انقلاب ما متكی به معنویات و خداست .

*این انقلاب با تائیدات غیبی الهی پیروز گردید .

*چشم دنیا به انقلاب ما معطوف است .

*ولایت فقیه برای شما یك هدیه الهی است .

*هرچه انقلاب اسلامی دارد از بركت مجاهدت شهدا و ایثارگران است .

*این نعمت بزرگ الهی ( انقلاب اسلامی ) را ارزان از دست ندهید .

*22 بهمن بهمن در طول زندگی و برای نسلهای آینده باید سرمشق همه قرارگیرد .

*فجر انقلاب ، دمیدن خورشید استقلال و آزادی است .

*نهضت ایران ، نهضتی بود كه خدای تبارك و تعالی در آن نقش داشت .

 «رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت‌آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی):»

*در انقلاب ما باید مكتب ، قرآن ، اسلام، وحدت و امامت حفظ شود .

*دهه فجر مقطع رهایی ملت ایران است .

*زنده نگه داشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حركت انقلاب است .

*دهه فجر آئینه ای است كه خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعكس شد .

*انقلاب اسلامی با اتكاء به قدرت مردم ، آسیب ناپذیر است .

*این انقلاب ، بی نام خمینی (ره ) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست .

*مسئولان را به برنامه ریزی و عمل در عرصه خدمت به مردم ، و مردم را به مطالبه نهضت خدمت رسانی از مسئولان توصیه می‌كنم .

*ملت ما باید قدرت و عظمتی را كه در سایه اسلام و وحدت و مجاهدت به آورده حفظ كند .

*وحدت ، كلید موفقیت و رمز پیروزی انقلاب ما بوده است .

*حفظ حیثیت و آبروی انقلاب اسلامی و نظام ، امروز بر همه واجب است .

*خط انقلاب ، خط عظمت اسلام و مسلمین و دفاع از مظلومین و مستضعفین است .

* ما میراث بزرگ امام خمینی (ره ) و همه ارزشها و اصول آن را حفظ خواهیم كرد .

*جمهوری اسلامی متكی به یك ملت مؤمن ، سرافراز ، اصیل و ریشه دار است .

*دهه فجر ، دهه تجدید قوای نیروهای انقلابی و تجدید میثاق ملت با انقلاب است .

*دهه فجر عیدی است كه یك تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع كرد .

*دهه فجر  مظهر شكوه و عظمت و فداكاری ملت ایران است .

*22 بهمن  برای ما روز بازیابی خاطره انقلاب است .

*انقلاب ما براساس یك ایمان بود .

*انقلاب و نهضت امام (ره ) برای حاكمیت اسلام بود .

*از ارزشهای انقلاب و دستاوردهای انقلاب باید همه ، زن و مرد و پیر و جوان دفاع كنند .

*پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سرآغاز حاكمیت ارزشهای معنوی بوده است .

*نظام جمهوری اسلامی محصول تلاش عظیم اسلامی و فعال شدن آتشفشانی كه پایه های استكبار را به لرزه درآورد .

*وحدت كلمه و حضور خود را در صحنه حفظ كنید و یاد امام و انقلاب را زنده نگه دارید .

* همه موفقیتهای دوران مبارزات و پس از پیروزی مرهون هوشیاری و صبر انقلابی و حضور دائمی شما در صحنه است .

*كشور متعلق به ملت است و ملت با همه وجود از آن و از استقلال و عزت خود دفاع خواهد كرد .

*انقلاب بزرگ ما درمیان همه خصومتها ، راه دشوار خود را با اقتدار و صلابت طی كرد .

*ملت ایران با وحدت كلمه و با تمسك به اسلام و رهبری شجاعانه و حكیمانه مردمی الهی و دین شناسی بزرگ و مؤمن و صالح «امام خمینی (ره ) » نظام جمهوری اسلامی را بر سركار آورد .

*ملت ایران با الهام از هدایتهای امام راحل با ایمان و اراده و هوشیاری خود گردنه های دشوار را پشت سر گذاشت و به موفقیتهای درخشان دست یافت .

*امام بزرگوار ما با ارائه مكتب سیاسی اسلام ، خط بطلان برهمه تلاشهای فرهنگی و سیاسی دشمنان اسلام در طول یك قرن و نیم گذشته كشید.

*22 بهمن  روز تجدید عهد با انقلاب ،‌امام و اسلام است .

*آمریكا منفورترین رژیم درمیان مسلمانان است .

*ملت ایران پس از سالها تحقیر و ذلت در دوران رژیم وابسته پهلوی ، طعم عزت را در سایه نظام اسلامی چشیده است .

*هیچ چیز بیشتر ازخدمت صادقانه ، پیگیر و عالمانه مسئولان ، مردم را خوشحال نمی‌‌كند .

*ما می خواهیم اختیار این ملت و كشور دست خود این ملت باشد ، نه دست آمریكا و مستكبران بین المللی

*ما استقلال را ارزان به دست نیاورده ایم ، می‌خواهیم آن را حفظ كنیم .

امتیاز کاربران

زن پارسا

 

حضرت صادق(ع)در حدیثی طولانی می فرماید:

در میان بنی اسرائیل قاضی عادلی زندگی می کرداو برادر درستکاری داشت که با زنی پارسا ازدواج نموده بود،روزی پادشاه در پی اجرای ماموریتی مهم به دنبال شخص مورداعتماد می گشت، قاضی بهترین کس را برای آن کار برادر خود را تشخیص داده واو را به پادشاه معرفی نمود چیزی نگذشت که مقدمات سفراو فراهم آمد از آنجا که آن شخص علاقه وافری به همسر خویش داشت وبا اینکه همسرش مخالف بود ولی به ماموریت رفت، واو را به قاضی سپرد.

روزها گذشت تا آنکه محبت آن زن در دل قاضی افتاد وتصمیم گرفت با او در آمیزد اما زن به هیچ وجه به این کار تن درنداد تا آنکه قاضی او را تهدید نمود در صورت ممانعت ،او را فاسق معرفی می نماید وبه اطلاع پادشاه خواهد رسانید.

متعاقب آن سنگسار خواهد گردید زن نیز اجرای حد بر خود را به رسوایی ابدی ترجیح داد چیزی نگذشت که زن را داخل حفره ای نمود وسنگسارش کردند آنها به گمان اینکه او مرده است در همان جا رهایش ساختند اما در تاریکی شب آن زن فدا کار که هنوز رمقی داشت خود را از میان خاک ها بیرون کشیده وسوی دیر راهبی رفت تا شب را درآنجا به استراحت بپردازد درصومعه راهب، پیشکاری به خدمت اشتغال داشت او شیفته جمال آن زن گردید وچون تمایل او را به خود مشاهده نکرد حیله ای اندیشید او با شکستن گردن تنها کودک راهب تقصیر را بر گردن آن زن با حیا انداخت وراهب نیز با پرداخت بیست درهم مخارج راه ، وی را از صومعه بیرون انداخت .

آن زن در دل شب به سوی مقصدی نا معلوم می رفت تا آنکه صبحگاهان به قریه ای رسید .

در آنجا او مردی را بر داردید وهنگامی که متوجه شد جرم او تنها عدم پرداخت بیست درهم به عنوان دِین است پرداخت قرض او را به عهده گرفت وباعث آزادیش گشت.آن مرد نیز تعهد نمود به پاس این خدمت بزرگ درهمه مشکلات همراه او باشد چیزی نگذشت که آن دو به کنار ساحلی رسیدند جماعتی درآن نزدیکی داخل کشتی بودند آن مرد از بند رهیده به زن گفت:

اینجا بنشین تا من طعامی از کشتی نشینان طلب نمایم سپس نزد آن ها رفته وگفت من گوهری زیبا دارم که به مانند آن را هرگز ندیده اید گروهی را مامور سازید دراو بنگرند وچنانچه ادعای مرا تائید نمودید آن را به شما خواهم فروخت.

کشتی نشینان که از زیبایی منحصر به فرد آن زن حیرت زده گشته بودند ،ده هزار درهم به آن مرد از بند رهیده بخشیدندوهنگامی که او از ساحل دور شد نزد زن آواره آمده واز وی خواستند همراهشان داخل کشتی شود او ابتدا از همراهی آنان خود داری ورزید تا آنکه با تهدید واصرار مجبور شد به همراه آن ها برود آن گروه خود در کشتی جداگانه ای نشستند وقایق دیگری را که پر از جواهرات وکالای تجارتی بود به آن زن اختصاص دادند زیرا دوست نداشتند کسی در غیاب آن ها به او دست اندازد، در میان راه طوفان شدیدی وزیدن گرفت وتمام آن جماعت به هلاکت رسیدند وتنها آن زن پارسا با قایقش به جزیره ای در دریا ی سرخ رسید او در آن جزیره به عبادت خداوند مشغول بود تا آن که خداوند به یکی از پیامبران بنی اسرائل که «عُزیر»نام داشت وحی فرستاد تا از همان پادشاهی که شوهر این زن را به ماموریت مهمی فرستاده بود بخواهد به همراه قوم خویش اعتراف نمایند تا او بر ایشان طلب مغفرت نماید وبدان که آمرزش او آمرزش من است! روز بعد پادشاه نزد زن پارسا حاضر گشته وگفت:قاضی دربار من در مورد زن برادش حکم رجم صادر نموده ومن نیز آن را تنفیذ کردم اینک نمی دانم به وجود عدم بینه رایم درست بوده است یا نه، اینک از خداوند بخواه که گناه مرا بیامرزد زن پارسا گفت: بنشین خداوند گناهت را آمرزید.

آنگاه شوهر زن پارسا بدون آنکه همسر خودیش را بشناسد در برابرش حاضر گشته وگفت :من زنی فاضل وپارسا داشتم،با اینکه با خروج من برای ماموریت مخالفت می ورزید اقدام به چنین کاری نمودم وبرادرم را متکلف امور او نمودم اما آنگاه که از سفر برگشتم متوجه شدم که او مرتکب فسق شده وسنگسارگردیده است اینک می ترسم در حقش کوتاهی کرده باشم از خداوند بخواه که گناهم را بیامرزد .

زن پارسا گفت : بنشین خداوند ازگناهت درگذشت.

لحظه ای بعد قاضی در برابر او حاضر گشته ،گفت: برادرم زنی داشت بسیار زیبا او مرا شیفته خود ساخته بود روزی از وی خواستم تا تن به آمیزش دهد اما او نپذیرفت وبا آنکه او را تهدید به سنگسار کردن نموده بودم باز هم برعفت وپاکدامنی اش تاکید ورزید اینک از تو می خواهم برایم از خداوند تقاضای آمرزش نمایی زن پارسا در پاسخ گفت: «ان شاء الله » خداوند تو را خواهد آمرزید.

تا اینکه نوبت آن دیر نشین رسید او در برابر زن پارسا حاضر شد وگفت :من شبانه زنی را از کلیسا بیرون راندم می ترسم در میان راه گرفتار درندگان شده باشد زن پارسا به او گفت:خداوند تو را خواهد بخشید.

لحظه ای بعد پیشکار دیر نشین در برابر زن پارسا حاضر گشته وداستان خود را باز گفت،زن نیز برایش طلب آمرزش نمود.

آخرین نفر آن به دار رفته آزادگشته بودکه از زن پارسا طلب توبه نموداما او خواسته اش را نپذیرفت وگفت:خداوند از گناهت در نگذرد.

سپس زن پارسا نزد شوهرش آمده وگفت:من همسرت می باشم ،آنچه شنیدی درباره من بود ازخداوند می خواهم جایگاهی به دور از انسان ها نصیبم سازد تا به عبادتش پردازم چرا که از مردان جهان خیری ندیدم ومرا دیگر به آن ها احتیاجی نیست.   

/ کافی :ج5 /ص556 تا559 /وعده الداعی ص307/قصص الانبیاءص664